الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
188
الغدير ( فارسي )
او را بيامرزد - پاى به جهان هستى نهد در گذشت . 26 - كمال الدين ابن ميثم بحرانى در گذشته به سال 679 اين سخنرانى را از روى نبشته اى كهن آورده است كه على بن فرات دستور عباسيان و در گذشته به سال 312 چيزى بر آن نگاشته بوده ، نيز ابن ميثم آن را از نامهء « الانصاف » به خامهء ابن قبه آورده و سخن ابن خشاب را دربارهء آن ، كه ما هم نوشتيم - و هم اين را كه ابو الخير آن را بر وى خوانده - ياد كرده است 27 - ابو الفضل جمال الدين ابن منظور افريقائى مصرى كه در سال 711 در - گذشته در نگارش خود « لسان العرب زبان تازيان » - ج 12 ص 53 زير واژهء شقشق مىنويسد : در گفتار على - خدا از وى خشنود باد - در لابلاى يك سخنرانى از او آمده است : « آن شقشقه اى بود كه بانگى چند كرد سپس به جاى خويش برگشت و آرام گرفت » 28 - مجد الدين فيروز آبادى در گذشته به سال 816 يا 817 در كوتاه سخنى از آن ياد كرده و در ج 3 ص 251 از « القاموس دريا » مىنويسد : آن سخنرانى على را از اين روى شقشقيه خواندهاند كه چون پسر عباس به وى گفت : چه شود اگر دنبالهء سخن را از همان جا كه رساندى بگيرى پاسخ داد : پسر عباس ! چنين كارى دور است ، شقشقه اى بود كه بانگى چند كرد سپس به جاى خويش برگشت و آرام گرفت . ( 1 )
--> ( 1 ) و اين نيز كسان ديگرى كه هر چند از ميان شيعه برنخاستهاند باز هم سخنرانى شقشقيه را از على دانسته يا فرازهائى از آن را از زبان وى بازگو كردهاند : 1 - پير روزبهان شيرازى در گذشته به سال 606 در « شرح شطحيات گزارش سخنان بيخودانه » بر يكى از فرازهاى اين سخنرانى انگشت نهاده و آن را دستافزارى گردانيده است براى آنكه پاره اى از سخنان عارفان را روا بشمارد . 2 و 3 - محمد خضرىبك استاد دانشگاه مصر و در گذشته به سال 1345 كه از سرسختترين سرسپردگان و پشتيبانان يزيد و معاويه است در « محاضرات تاريخ الامم الاسلامية پاسخهائى آماده دربارهء تاريخ تودههاى مسلمان - ص 127 » و نيز احمد زكى صفوت مصرى در ص 135 از « كتاب على » بودن شقشقيه را از على راست مىشمارند . 4 - سعيد خورى شرتونى لبنانى درگذشته در 1330 در « اقرب الموارد نزديكترين درآمدنگاهها - ج 1 ص 604 » گويد : سخنرانى شقشقيه يك سخنرانى از پيشوا على است كه در زيبائى و نيكوئى بىمانند و برتر از آن نمىتوان انگاشت و لايه هائى از شيواگوئى و فرازهائى نمايشگر فرزانگى در بردارد و اين نام را نيز از آن روى بر آن نهادهاند كه چون پسر عباس به وى گفت چه شود اگر دنبالهء سخن را از همان جا كه رساندى بگيرى ، پاسخ داد : « پسر عباس ! چنين كارى دور است ، شقشقه اى بود كه بانگى چند كرد سپس به جاى خويش برگشت و آرام گرفت » در ص 101 نيز يك فراز از اين سخنرانى را با گواهى به بودن آن از على ، آورده است . 5 - عبد الفتاح عبد المقصود در نگارش خود « امام على بن ابيطالب » - ص 93 و 151 از جلد دوم برگردن فارسى - 6 - و سليمان قندوزى حنفى در « ينابيع المودة » بخش 51 7 - و عمر ابو النصر در « زندگانى على بن ابيطالب » ص 216 از برگردان پارسى 8 - و توفيق ابو علم در « اهل البيت » ص 245 9 - و عبد اللَّه علائلى در « الامام الحسين » ص 299 10 - و سليمان كتانى لبنانى در « مشعلى و دژى » - ص 90 و 145 از برگردان فارسى - 11 - و جرج جرداق در « الامام على » ص 867 و 486 همگان فرازهائى از اين سخنرانى را از زبان على باز گفتهاند - گذشته از بسيارى كه چون همراه با كار خود در روشنگرى « نهج البلاغه » به گزارش اين سخنرانى نيز پرداختهاند مى - توانند از بازگوگران آن به شمار آيند همچون : 1 - محى الدين خياط در گذشته به سال 1332 . 2 - محمد محى الدين عبد الحميد استاد دانشگاه ازهر . 3 - عبد العزيز سيد الاهل لبنانى . 4 - محمد حسن نائل مرصفى استاد دانشگاه قاهره و در گذشته در 1353 . 5 - استاد پيشوا محمد عبده كه ساليانى چند مفتى مصريان بود و در سال 1323 درگذشت ( بنگريد به « شرح النهج » او ج 1 ص 30 تا 38 كه سخن نگارندهء قاموس را نيز دربارهء اينكه شقشقيه از على است سربسته آورده ) 6 - دكتر صبحى صالح استاد دانشگاه لبنان ( بنگريد به « شرح النهج » او ص 48 تا 50 ) .